معين الدين محمد زمچى اسفزارى

46

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

از مطامع دنيّه و دنيويه برداشته دواعى همت بلند بر ارتقاء بمعارج ارجمند گماشت ، و آثار حميده و خدمات پسنديده بنوعى اظهار فرمود كه روزبروز عنايت سلطانى و وثوق اعتقاد و اعتماد حضرت خلافت مكانى در تزايد ميبود . تا بمرتبه اشراف ديوان انتما يافت و محل توقيع رفيعش بالاتر از صدور وزراء و فروتر از شاهزاده‌ها و امرا معين گشت . چون اعتلاء بدين درجه و ارتقاء بدين مرتبه بغايت قصوى و حد استقصا رسيد به حكم مقوله : لامير خسرو الدهلوى : چون ز بلندى نگرى سوى پست * خورد نمايد به نظر هرچه هست تمامى اين اشغال صورى و امور ظاهرى دنيوى در نظر همت عليا خوار و بيمقدار نموده توجه بدرگاه سبحانى و تقرب بمراتب عليه جاودانى كه مطمح نظر شاهبازان طريقت و وجهه قصد سالكان طريق حقيقت است پيشنهاد ضمير منير گردانيد و در مقام استعفا آمده انواع وسايل انگيخت كه حضرت اعلى كه ولى النعم است به حكم : و ما الانعام الالتمام ، اتمام فواضل انعام و تكميل عظايم اكرام فرموده بصفاى خاطر اشرف اجازت سلوك طريق تجرد از ماسواى ارزانى فرمايد ، چون ميل راى ملك آراى بخدمات مقبول و ملكات مطبوع آن يگانه ربع مسكون از قياس چند و چون بيرون بود بهيچوجه از اخلاق خسروانه رخصت نيافت كه مصالح امور ملكى و مالى و مناظم اسباب مالى و حالى از اصابت تدبير و وساطت قدم و قلم امير روشن‌ضمير خالى ماند . لانورى رح : كى رسد كار عالمى بنظام * گرنه پاى تو در ميان باشد در جهانى و از جهان بيشى * همچو معنى كه در ميان باشد لاجرم در علو مراتبش افزوده حكم فرمود كه در جرگه « 1 » امرا و نوئينان « 2 »

--> ( 1 ) - جرگه : حلقه . صف . مجلس - فرهنگ آنندراج . ( 2 ) - نوئينان : جمع نوئين در زبان تركى : شاهزاده و امير اعظم - فرهنگ آنندراج .